الشيخ علي المشكيني
109
تفسير روان (فارسى)
( آيهء 18 ) ( حَتَّى إِذَآ أَتَوْاْ عَلَى وَادِ النَّمْلِ قَالَتْ نَمْلَةٌ يأَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُواْ مَسكِنَكُمْ لَايَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمنُ وَ جُنُودُهُو وَ هُمْ لَايَشْعُرُونَ ) لغت : حَطْم به معنى در هم شكستن و انداختن قطعات شكسته بر روى هم و خورد كردن و زير دست و پا له كردن . تفسير : تا وقتى كه درآمدند در وادى مورچگان ؛ يعنى در اثناى سير به وادى مورچگان رسيدند . قَالَتْ نَمْلَةٌ » : مورچهاى كه مهتر موران آن وادى بود ، چون ديد لشكر سليمان متوجهآن وادى هستند ، بر بلندى برآمد و از روى نصيحت و موعظه و شفقتى كه ملوك را بر رعايا بايد باشد به صداى بلند كه خدا در او ايجاد فرموده بود گفت : يأَيُّهَا النَّمْلُ ادْخُلُوا مَسكِنَكُمْ : اى مورچگان ، به لانههاى خود درآييد . نكته : اسْناد سخن گفتن به مورچه ممكن است براى اين باشد كه حق تعالى عقل و نطق در او آفريده و آن مورچه حقيقاً ناطق شده باشد . لَايَحْطِمَنَّكُمْ سُلَيْمنُ وَ جُنُودُهُ وَ هُمْ لَايَشْعُرُونَ : مبادا سليمان و لشكر او ، ناآگاهانه شما را پايمال كنند . تبصره : مكالمهء حضرت سليمان عليه السلام با مورچه . ابن بابويه رحمه الله از حضرت صادق عليه السلام روايت نموده كه : چون مورچه اين سخن را گفت ، باد صداى او را به سليمان رسانيد در هنگامى كه بر روى هوا مىرفت . پس امر فرمود باد ايستاد ، مورچه را طلبيد و فرمود : مگر ندانستى كه من پيغمبر خدايم و ظلم بر كسى ننمايم ؟ گفت : بلى مىدانستم . فرمود : پس چرا ايشان را از ظلم من ترسانيدى و گفتى : داخل لانههاى خود شويد ؟ گفت : ترسيدم